اندر احوالات ما و شیفت 🩵💫🚶🏿♀️
واااااای :)
شیفت داغان
من داغان
بیمارا داغان
ترکیب داغان :)))))))
تحویلللللللللل گیرای داغاااان
صبکارای لعنتی :))))))
چه شیفت شب گندی بود :)
بیمارام داغون :)
هی هزار تا کار براشون بکن
هیچی به هیچی :)
سر صبی ساعت پنج
من دارم تو خاک و خون خودم غلت میزنم که به این دو تا بیمارم برسم
از اون ور اورژانس زنگ زده
بیمار دارم
پنجا پنجا
یکی ا پسرامون حرف میزد
یهو گفتم بگووو چی چی میگیییییی
یعنی چی پنجا پنجا مریض میاد
مگه مسخره بازیه😡
حالا پسره هیچ نمیگه
میگه بیا گوشیو بگیر خودت بشورشون :)))😂🥲💔
آخه پسر تو چه از من دیدی میگی برا اورژانسیا رو بشور :)
خلاصه که
گوشیو گرفتم و داد و هوار 😑😂
که میخواین چیکار کنین ☹️😂💔
تهش دیدم دارن اذیت میکنن و گفتم بابا گوشیو ببر اینا اوسکولمون کردن :)
صبی دیدم همون پرستاره که باهاش کل کل دارم واسه بیمار آوردن و بهش میگم بد شیفتی و اینا
شیفت بوده خواسته سر به سرم بذاره 🥲
خلاصه که دهنم سرویس شد تا رسیدم خونه
انقدی توطول شیفت دست شستم وکرم تو دست و بالم نبود
دستام اگزما زده
داغانم
دوس دارم گریه کنم
ولی خوابم میاد
بعدا بهش فکر میکنم
باید بخوابم و بعد پاشم برم باشگاه
تا بینیم چی پیش میاد
خا برم
شب بخیر 😴🩵💫
قمارِ آخرِ تو ام نشسته ای مرا ببازی ...