پووووف🚶🏿‍♀️

سه ساعته دارم با یکی‌ا بچه ها سر نرفتن به قرار امشب چونه میزنم

با همه ادبیات درگیر من شده که نه من باید تو‌رو مجبور کنم که بیای و‌این صحبتا

رفته به اون یکی هم گفته و اونم که منو شست و شو داده که پاشو زر الکی نزن و این صحبتا

حالا من

اینجا

غمناک‌ انگیز نشستم

که فعلا خودمو مجبور کنم که برم‌باشگاه شاید کمی حال و هوام عوض شه 🚶🏿‍♀️

برم یه دوش بگیرم بلکه رفتم 🚶🏿‍♀️

اندر احوالات ما و شیفت 🩵💫🚶🏿‍♀️

واااااای :)

شیفت داغان

من داغان

بیمارا داغان

ترکیب داغان :)))))))

تحویلللللللللل گیرای داغاااان

صبکارای لعنتی :))))))

چه شیفت شب گندی بود :)

بیمارام داغون‌ :)

هی هزار تا کار براشون بکن

هیچی به هیچی :)

سر صبی ساعت پنج

من دارم تو خاک و خون خودم غلت میزنم که به این دو تا بیمارم برسم

از اون ور اورژانس زنگ زده

بیمار دارم

پنجا پنجا

یکی ا پسرامون حرف میزد

یهو گفتم بگووو چی چی میگیییییی

یعنی چی پنجا پنجا مریض میاد

مگه مسخره بازیه😡

حالا پسره هیچ نمیگه

میگه بیا گوشیو بگیر خودت بشورشون :)))😂🥲💔

آخه پسر تو چه از من دیدی میگی برا اورژانسیا رو‌ بشور :)

خلاصه که

گوشیو گرفتم و داد و هوار 😑😂

که میخواین چیکار کنین ☹️😂💔

تهش دیدم دارن اذیت میکنن و گفتم بابا گوشیو ببر اینا اوسکولمون کردن :)

صبی دیدم همون پرستاره که باهاش کل کل دارم واسه بیمار آوردن و بهش میگم بد شیفتی و اینا

شیفت بوده خواسته سر به سرم بذاره 🥲

خلاصه که دهنم سرویس شد تا رسیدم خونه

انقدی تو‌طول شیفت دست شستم وکرم تو دست و بالم نبود

دستام اگزما زده

داغانم

دوس دارم گریه کنم

ولی خوابم میاد

بعدا بهش فکر میکنم

باید بخوابم و بعد پاشم برم باشگاه

تا بینیم چی پیش میاد

خا برم

شب بخیر 😴🩵💫

همین 🩵🚶🏿‍♀️

با کسی که دوستش دارید

ساعت ها حرف بزنید

چای بنوشید

او را از لا به لای روزمرگی ها نجات دهید

و نگذارید به همین سادگی بمیرد ...

🩵🚶🏿‍♀️

هورمون 💩

نشستم تو پارک تنها

بعد خرید با یکی‌ ا بچه ها

صندلیش زیر درخت بود .

پرنده 💩بهم‌

دو بار با فاصله

عین دوبارشو گریه کردم

اومدم خونه دیدم پریود شدم

لعنت به هورمون

لعنت به من

لعنت به همه چی :/

این روزا گوش میدم :))))🩵

بی بی گل فدات بشم دیگه بی تو خستم بی بی گل

یکی از همین روزا میبینی شکستم بی بی گل

بی بی گل فدات بشم دل شده رسوای غمت

اخ دلم تنگه بیا

بیا رو‌ی چشمام قدمت

بی بی گل تو که منو کشتی بی بی گل

واسه چی منو دوس نداشتی بی بی گل

تو واسم زندگی نذاشتی بی بی گل

واسه چی منو دوس نداشتی بی بی گل 🥲🩵💫

دیوونه خونه🚶🏿‍♀️

داشتم تمام تلاشمو میکردم که مثلا بخوابم

حالا بگذریم از بغضی شدن اشک و فلان و اینا

یهو صدای گوشیم بلند شد

پیام از کجا

از آی سی یو جنرال

کی بود چی بود

هد نرس

دیروز ساعت دو ظهر یه پیامی داده

بعد الان متوجه شده غلط املایی داره

ساعت ۳:۴۴ پیام داده نه درستش اینه

خدااااااااااااا

نمیدونم ادامه اشک ریزان خودمو برم یا بخندم 😩😩😩

تازه نذاشت تمرکز کنم رو خواب

الانم باید پاشم برم شیفت🚶🏿‍♀️

چه کنم خا 🚶🏿‍♀️💔🩵💫

خلاصه که 🩵💫

تَوَقُع رنج است ، نداشته باشید از هیچکس...

تَوَقُع رنج است ، نداشته باشید از هیچکس...

تَوَقُع رنج است ، نداشته باشید از هیچکس...

تَوَقُع رنج است ، نداشته باشید از هیچکس...

تَوَقُع رنج است ، نداشته باشید از هیچکس...

تَوَقُع رنج است ، نداشته باشید از هیچکس...

تَوَقُع رنج است ، نداشته باشید از هیچکس...

تَوَقُع رنج است ، نداشته باشید از هیچکس...

تَوَقُع رنج است ، نداشته باشید از هیچکس...

تَوَقُع رنج است ، نداشته باشید از هیچکس...

تَوَقُع رنج است ، نداشته باشید از هیچکس...

تَوَقُع رنج است ، نداشته باشید از هیچکس...

بنام دختر 🥲🩵💫

••ما یک مشت دختربچه‌ایم که فقط بزرگ شده‌اند

.ما آلیس‌های سرزمین عجایب نبودیم و به‌جای کوچک شدن،

بزرگ شدیم،

اما هنوز همان هاییم که بودیم؛

دختر بچه‌های ظریف و کوچولویی با قابلیت‌های بیشتر...
همان‌ ها که دلشان برای مهربانی و عشق، ضعف می‌رود و هنوز هم با اشتیاق خاصی به عروسک‌های پشت ویترین مغازه‌ها نگاه می‌کنند،

که عاشق لاک‌های قرمز و صورتی‌اند و جوجه‌ها را دوست دارند.
ما همان دختربچه‌های ظریفیم که با کوچک‌ترین بی‌انصافی و حرفی دلشان می‌رنجد و دنبال آغوشی برای پناه بردن می‌گردند.
ولی باید در دل روزهای سخت هم ببینیدمان که چه زنانه می‌ایستیم

و می‌جنگیم

و پیروز می‌شویم،

که چه زنانه متعهد می‌مانیم و جسارت به خرج می‌دهیم،
که چه زنانه همه چیز را می‌سازیم...
ما دختربچه‌هایی هستیم که گاهی لباس‌های زنانه می‌پوشند و شجاعانه می‌جنگند و زنانگی می‌کنند و امید می‌بخشند...
که گاهی لباس‌های مادرانه می‌پوشند و پناه می‌شوند و درد می‌کشند و تکیه‌گاه می‌شوند.
و گاهی لباس‌های کودکانه می‌پوشند و عزیز می‌شوند و عشق می‌شوند و انگیزه می‌بخشند ...
ما همان دختربچه‌های خیال‌باف دیروزیم،

با کمی جسارت بیشتر،
نگاهی وسیع‌تر و
خیالاتی، عمیق‌تر ..🥲🩵💫

نرگس‌صرافیان‌طوفان|🩵

آریا 😍🥹🩵💫

ولی بعد شیفت دیشب امروزو کلا خواب بودم :)

و این وسطا یه تایمی پیدا کردم

و خب هوا کمی بهتر شده

دیگه دوچرخه رو برداشتم زدم‌بیرون :)

کمی چرخ چرخ زدم‌ و رفتم یه جا بشینم

این پسرکای چی بگم خدایی چجوری توصیفشون کنم که حق مطلب ادا شه نمیدونم

با موتور ویراژ میدادن

تقه میزدن

چه بدونم تفنگ داشتن چی داشتن

هی باعث ترس و لرز ما شد :)

منم که دیگه پاشدم محیطو ترک و فرار و بر قرار ترجیح دادم‌ :)

بعدم اومدم پارک‌کنار خونه :)

چه کنم چه نکنم

ترانه گوش بدم عکسای قدیمی رو‌نگاه کنم‌ :)

خوب شد بچه هامون رسیدن نجاتم دادن از این وضعیت

ولی تهش 🥹

یه پسرک کوچولوی خوشگل و نمک دیدم‌🥹

وای دلم میخواست بغلش کنم ببوسمش 🥲

ولی خب تازه دیده بودمش و اصلا جسارت نکردم :)

ولی کلی با هم بازی کردیم

و میگف دستمو بگیر بریم فلان جا :)

چون خودش اجازه داد دستشو گرفتم 🥹

دو تا دختر هم اومدن سمتمون که باهاش بازی کنن

گفت اههههههه بیا بریم

نموند کنارشون

گفت من فق تو رو دوست دارم اونا رو دوس ندارم و بیا بریم قدیم بزنیم 🥹

خدااااااا 😍

خیلی خوب بود

خستگی دیشب به کل از تنم در رفت 🥲 🩵💫

خوبین شما ؟🥲🩵💫

خسته تر از خسته ام 🚶🏿‍♀️

تو بخش نشستم

تک و تنها

با پنج بیمار

سه تا اینتوبه

یه بای پپ

یکیش ولی امید بهش هست

اگه قول بده از خودش مراقبت کنه :)

انقد که من هی میزنم تو سر خودم و به مامانای دیابتی سفارش میکنم که به خودتون برسین و مراقب باشین :)

رفتم کمی باهاش صحبت کردم و بهش امید دادم که فردا هزار تا دکتر میان بالا سرت بهت میرسن

و الان من حواسم بهت هست

تو این اوضاع

خواننده میگه

من مردم مگه

راحت بخوابم اما تو خوابت نره

خیال نکن من حالم از تو بهتره

قول میدم این روزامونم زود میگذره

ستاره ی من بموندکه

من از خدامه تو باشی

موهات قشنگه بلندش

وقتی با دستام ببافیش

ستاره ی من بمون که

قد یه دنیا کلافم

هر جا که دردام زیاده

فکر تو میده نجاتم

اشک گوشه ی چشمان خود را پاک کرده و میریم که bs ساعت چهار رو هم واسه بیمار dka مون چک‌کنیم‌:)

ادامه ترانه هم ستمه

بابا ولمون کن ؛/

پووف

برم برم

خدافس 🚶🏿‍♀️

بامدادانتون بخیر 🥲🩵💫

نیاز دارم یک نفر بغلم کند و پیشانی‌ام را ببوسد -

انگار بچه‌ای را می‌بوسد-

و بگوید: اگرچه مدت‌هاست حواست به خودت نبوده و دنیا از تو یک انسانِ سرسخت ساخته،

اما هنوز هم دوست داشتنی هستی.

نیاز دارم کسی یادم بیندازد که دیر نیست،

برای هیچ چیز دیر نیست.

نیاز دارم حس کنم که لابلای مشغله‌های زمختِ زیستن،

زمان را از دست نداده‌ام.

🥲🩵💫

نرگس جان صرافیان طوفان 🩵

پیر شدیما 🥲🩵🚶🏿‍♀️💫

خسته و کوفته از شیفت برگشتم

یهو میبینم اد یه کانال تلگرامی شدم

به اسم رز آبی :))))))))))))))

با مدیریت دختر دایی :)

کلاس ششم دبستان :)

البته خاب تازه شده ششم

حالا اولین متنش چی باشه خوبه ؟

کـاشـ فـرامـوشـمـ نـمـیـکـردیـ....

با همین طرز نوشتار کپی شده از خودش :))))))

چه بدونم

شاید معلم ریاضی پارسالشو میگه :/

یا شادم پرورشی :)

مثلنش عوض شده باشه جدید اومده

جدیده هنو سال تحصیلی شروع نشه زده باشه تو برجکشون :)

خلاصه که

دوره زمونه ی شگفت انگیزی شده :)

یا مثلا تنها تنها نشستم تو پارک

یه پسره رد میشه

از قیافش پیداس چن سالی کوچیک تره :)

اومده جلو که خانوم ما خاطر شما رو خیلی وقته میخوایم

حتی از زمستونی که با کاپشن صورتی میومدی تنهایی مینشستی سرت پایین بود ترانه هاتو گوش میدادی و بعدم بی سر و صدا راهتو میگرفتی و میرفتی :)

گفتم بچه جان برو پی کارت :)

من پیرم :)

گفت پر پرش بیست و یک سالته :)

خب خوشحال شدم ولی حقیقتا چه بدونم

ولش کن :)

حالا از ما نصیحت که برو با هم سن و سالات بگرد و این صحبتا و از اون گستاخی و ول کن نشدن :)

تهش سایناز نجاتم داد :)

اومد دنبالم :)

گازشو گرفتیم و رفتیم :)

اون پارکو اون صندلیو واسه همیشه بوسیدم گذاشتم کنار :)

واسه جوونای هم سن و سال این پسرس بابا

نه من 🥲

چه بدونم

حالا بعد میام بیشتر حرف میزنم 🥲

خدافس 🥲🩵💫

اشک رازیست  :/

نمیدونم چرا اشکی ام و میخوام چیز میزای مثبت رو اینشکلی اعلام کنم

بابا کوفت

خنگول 🚶🏿‍♀️

آره چند روزیه دارم میرم باشگاه

شدم دخترک تپلی و با نمک باشگاه

روز اولی کنار یه دخترکی نشسته بودم هی نگام میکرد

تهش اسممو پرسید

و گفت چن سالته

منم که گرفتم بهه مسخره بازی که

چقددددد میخورههههه

اینجوریا بود که ۱۸ اینا :)

منو میگی ؟

رو ابرا بودم‌ :)

داشتم کیف میکردم :)

سنمو گفتم با دوستاش برگاشون ریخته بود :)

خودشون بیست ساله بودن :)

حالا این هیچ از شدت بیخوابی دارم میمیرم

بعد نشستم به گریه و چرت و پرت گفتن 🥲

زیبا نیست ؟ 🥲

دم‌صبحتون بخیر 🥲🩵💫

عجیب اما واقعی :)

او داشت گور تو را میکَند

تو نگران خستگی دستش بودی ....

بخواب آدم‌احمق ...

داستایفسکی

🩵💫

از من برای سایناز 🥲🩵

خواستم بخوابم

ولی گفتم دختر امروز چیکارا کردی 🚶🏿‍♀️

فقط شیفت بودم 🚶🏿‍♀️

آره سخته

ولی زندگانی چی ؟

هیچ

قرار شد بنویسم

فیلم دیدم

بعد نوشتم

خواستم بخوابم

ولی همش به سایناز فکر کردم

به حضور یهوییش تو زندگیم

به اینکه چقد وجود یه سایناز تو زندگیم کم‌بود

به اینکه فهمیدم چقد به آدمی عینهو سایناز نیاز داشتم

که داره ذره ذره تلاش میکنه منو از نقطه ی امنی که برای خودم ساختم بکشه بیرون

نجاتم بده

کمکم کنه :)

خداوندگارا :)🩵

حالا در حالیکه دارم از بیخوابی جر میخورم

میگم بروووووو بنوییییییس .

که سایناز برون گرا داره توعه درونگرا رو جذب میکنه و چه بدونم

میکشونه سمت خودش

عینهو قطبای مخالف آهنربا

خلاصه که سایناز

بمونی برام 🩵

آه زیبا 🩵💫

زیبا

زیبا

هوای حوصله ابریست ...

چشمی از عشق ببخشایم

تا رود آفتاب بشوید دلتنگی مرا

زیبا

زیبا! هنوز عشق در حول و حوش چشم تو میچرخد

از من مگیر چشم

دست مرا بگیر و کوچه های محبت را با من بگرد

یادم بده چگونه بخوانم

تا عشق در تمامی دلها معنا شود

یادم بده چگونه نگاهت کنم که طره بالایت

در تند باد عشق نلرزد

زیبا ! آنگونه عاشقم که حرمت مجنون را احساس میکنم

آنگونه عاشقم که نیستان را یکجا هوای زمزمه دارم

آنگونه عاشقم که هر نفسم شعر است

زیبا چشم تو شعر چشم تو شاعر است

"من دزد شعرهای چشم تو هستم!"

زیبا! زیبا! کنار حوصله ام بنشین

بنشین مرا به شط غزل بنشان

بنشان مرا به منظره عشق

بنشان مرا به منظره باران

بنشان مرا به منظره رویش

من سبز می شوم! 🌱💚

زیبا ! زیبا! ستاره های کلامت را

در لحظه های ساکت عاشق بر من ببار

بر من ببار تا که برویم بهار وار

چشم از تو بود و عشق

"بچرخانم بر حول این مدار!"

زیبا تمام حرف دلم اینست...

"من عشق را به نام تو آغاز کرده ام،

در هر کجای عشق که هستی،

آغاز کن مرا!

🩵💫

یه ایجو حالتی 🚶🏿‍♀️

چه بدونم

مثلا

خورشید و بردار و بیا آفتابی شو‌ بخاطرم ...

💫🩵

سلام 🥲🩵💫

میگماااااا

اگر رسیدیم و شوقی نمانده بود چه ؟!

چه کنم 🚶🏿‍♀️

تو بخشم

تنها نشستم

همکارم رفته که زودی بیاد

خواننده میگه هزار و یک نفری به جنگ با دل من

برای این همه تن چه کنم :)

با فیلتر اسنپ چت عکس انداختم

همون لبخند کش دار :)

که مثلا همه چی خوبه :)

که انرژیشو‌ بگیریم :)

دینگ دینگ صدای دستگاه ها میاد :)

هفتا مریض اینتوبه

یکیشون ولی خوبه :)

یکیشون :) خیلی بده :)))))))

کنسر متاستاتیک :)

اینکه داری لحظه های به پایان رسیدن زندگی آدما رو نظاره میکنی

سخته‌:)

بخدا که سخته :)

مامان معلم ریاضیمه :)

همون که ازش بدم میومد بابت بد درس دادنش :)

دلم خونه براش

برای دخترکش :)

اوضاعیه اینجا :)

دلم با خونس :)

خودم اینجا

چه بدونم 🥲

آدم را شرمنده ی قلبش میکنید  :)

آدم را ، شرمنده ی قلبش میکنید ...

ما برای حرف زدن با شما ،

هزار بار خودمان را قانع کرده ایم

که آدم حسابی هستید و مهربان ...

عقلمان را قانع کرده ایم که بر دهانش چسب بزند

و همین یکبار را به سخن قلب تپنده ، گوش دهد ...

چه بد شد که همیشه ما را ،

شرمنده ی تصورات خوبمان میکنید ...

🩵💫

مهره 🚶🏿‍♀️💫🩵 خیره 🚶🏿‍♀️🩵💫

اکثر پیج های نرسینگی که داشتم استوری گذاشته بودن

آخرین کشیک تابستون و این صحبتا :)

حقیقتا تابستون هیچ نکته ی مثبتی برای من نداره :)

غمگین تر و خونه نشین ترم میکنه

با وجود گرمای بی حد و مرزش

و شرجی های نفس گیرش

ظهرای آتشینش

گرمای بی معنی 😒

به قول گفتنی

بری دیگه بر نگردی

البته نه تنها تابستون که از اواخر اسفند استارت این وضعیت برای ما میخوره

و واقعا گناه داریم

به عنوان یه کوزتی هم باید دهان بدوزم که تو رو وه به ییلاق قشلاق و این صحبتا

برو شیفتتو بده 🚶🏿‍♀️

و اما

کشیک آخرین روز تابستون

عوض یکی مونده به آخری بد نگذشت :)

شکر 🩵💫

حالا داشتم استوری یکی از کمک پرستارامونو میدیدم

چقد غمگین و ناراحته

یکیو از ته دل و قلب و چه بدونم

دوست داشته ولی الان تنها مونده

استوری هاش

حرف زدناش

بغض تو صداش

همه نشون از حال بدشه :)

کاش یکی هم مارو انقدی دوس داشت که بت اکسشو 😅

چه میکنید :)؟

من فردا شیفت صبی ام

انگاری که مثلا فردا نوبت صبح مدرسمه 🥲

یه جوری دلم قیلی ویلی میره 🥲

راستی چه معلم چه دانش آموز 🥲

خوش بگذره بهتون کار و بار و درس 🥲

خا دیگه برم

شب بخیر 🥲