تو اصلا فیلم نبین 🚶🏿‍♀️

وقتی مودمون خوب نیست چیکار کنیم ؟

آفرین :)

بشینیم فیلم پیر پسر رو ببینیم 🙂‍↕️

نفسم گرف خا

این چی چی بود من دیدم 😩

حالم انقد بده که خب نگم براتون

حالا فردا هم صبی هستم

و داغان ترین حالت ممکن

چقده پر خوری میکنم من

چه بدونم چمه 😭

غروبی یکی ا بچه ها کلیپ فرستاده که بخور و تپل بامزه بهتره تا اسکینی بی مزه

در بطن ماجرا شرم بدنه رو داده ها

ولی فک‌میکنن چیز خوبی گفتن

از این بابت هم ناراحتم

ای بابا 😩💔

چه بدونم خستم 💫

همینطور که داشتم چرخ چرخ میزدم‌ وسط بلاگفا

رسیدم به یه وبی

پرستار بود

احتمالا کوزتی

چون واسه اولین بار نوت ایست قلبی بیمارش رو نوشته بود

میگفش که من آدم اضطرابای اینشکلی نیستم ولی وجود ع تو زندگیم ( پارتنرش رو میگفت ) نوره و این صحبتا

مثلنش یکیو داشت که براش حرف بزنه

غر بزنه گریه کنه پیشش همه چیو براش بگه

و سبک شه :)

و این واقعا نعمتی هست برای ما :)

ولی خب :)

چه بدونم

خودمو دارم نگاه میکنم

به خونوادم که نمیتونم بگم براشون حرف بزنم

اونسری واسه یکی ا بچه ها غر زدم

اینجوری بود که خب که هممون همینیم بزرگ‌شدیم

بهونه نباید بیارم‌ و فلان و این صحبتا

میگفتم از شدت خستگی و فشار شیفت توانشو ندارم پاشم

اونم اینجوری بود که زر نزن و بزرگ‌شدی و این کارا چیه :)

اصلا یک‌ذره درکم نکرد و بهم فرصت کنار اومدن با اون وضعیت رو نداد

آدم باید یکیو داشته باشه

که بهش امید بده

درکش کنه

بذاره حرفشو بزنه

گوش شنوا داشته باشه

توی شرایط شخماتیک شروع نکنه به نصیحت کردن

به زمین زدن‌طرف مقابل

عزیزانم

اگر شما همچین آدمو دارین

رو سرتون حلوا حلواش کنین

و قدرشو بدونین

و بوسش داشته باشین

با تشکر :)

قلب آبی :)

🩵

چه بدونم🫠🩵💫

امروز اما

ساکت و بی حال و خسته

با حس کوفتگی عمیق در سر تا سر بدن

با چاشنی سر درد 🥲

دوست ندارم این شرایطو

از صب تا حالا خزیدم تو پتو کنج تخت :)

ولی الان نشستم پای تخت 🫠

چای میخورم

هوا آلودگیشو فاکتور بگیریم مورد پسند هستش :)

ابری و خنک و مطلوب

حالا موندم اول برم باشگاه بعد چرخی بزنم

یا اول چرخ بزنم بعد باشگاه :)

بی حالی هم شده قوز بالا قوز :)

دریا دریا دریا عشق مو دریا 🫠💫🩵

شیفت بدی بود برام‌حقیقتا 🥲

باید هوای کوزتی بخشمون که پریود شده بود رو میداشتم

به همین خاطر پیرمرد آژیته ی سرشار از درد برای خودم شد

طفلک 🥲

با جراحی تومور مثانه اومده بود

فولی سه راه وصل و شست و شوی مداوم و چش من به سرم و حرکتش که یه وقتی متوقف نشه خون لخته شه احتباس بگیره و حالا بیا درستش کن و این صحبتا 😒

از اونطرفم درد داشت و پتدین براش عین شوخی بود و من واقعا براش ناراحت بودم

اینکه هی دست به خودش میزد و من باید حواسم میبود که سوندشو جدا نکنه یه جراحی اورژانسی بیفتیم و دکتر دهن همه مونو سرویس کنه 🥲

دلم‌برای پیرمرد له شد 🥲

وقتی که داشت درد میکشید و من دلم میلرزید 🚶🏿‍♀️

شیفتو که تحویل دادیم

من بودم و کوزتی و یکی دیگه از بچه ها

داغوووون داغوووون

تو آسانسور له هر کی یه طرف تکیه داده بود و یه لحظه نگاهامون به هم خورد و یکی پروند بریم صبحونه 🥲

انگاری همه منتظر بودیم یکی این پیشنهادو بده که حداقل با این روحیه داغون و خسته نریم خونه

خلاصه که صبحونه زدیم و گفتیم و خندیدیم و بعدم که خونه و تلاش برای خوابیدن :)

انقد اثرات شیفت در من بود که با استرس ناشی از اتفاقایی که تو خواب برام افتاده بود (شیفت بیمارستانی داشتم تو خواب :) )

با سر درد از خواب پریدم

و اینجوریا بود که بقیه گفتن بیا بریم دریا :))))))))

من که باور نداشتم چون تایم داشت میگذشت و میخوردیم به تاریکی و غروب دریا رو نمیتونستیم ببینیم

من اینجوری بودم که بابا الکی میگن :)

اینا نمیرن :)

ولی نه انگار برنامشون جدی بود

منم که خسته و کوفته با سردرد چ چشایی غرق خواب

ولی مگه میتونستم نرم :)

شومیز نرم و نازک گل گلیمو( بابونه زرد با زمینه ی مشکی 😍) پوشیدم مو هامو با کلیپس زدم بالا

(آجیم تو این مواقع میگه شنیون کردی ؟؟؟ ) و پریدم تو ماشین د برو :)

یک ساعت تمام نشستم با موجا و شنای دریا بازی میکردم

بی پروا

این وسطا با دخترک کلاس چهارمی با اسم قشنگ ستاره آشنا شدم :)

براش با ادا صحبت‌ میکردم. اینجوری بود که چه صدات خوشگله وقتی ادا در میاری 😍😅

و یه پسرکی رو نجات دادم

رفته بود رو تابای بزرگ ساحل

نمیتونست پیاده شه

خلاصه که ناجی بودم براش 😍

ده یازده سالش بود تقریبا

ولی ارتفاع تاب زیاد بود

درمونده

گفتم کمک کنم بهت ؟

مدل التماسی گفت آره آره🥺

و چقد خوشحال بودم که من اونجا بودم

تا لحظه ای پاشو گذاشت تو آب کنارش بودم

و رو به پسرکی که باهاش بود گفت آخیییش دیدی اومدم پایین

و ازم تشکر کرد 🥲

خلاصه که

شیفت شب گندو یادم نمیره

ولی خاطره هایی که ساخته شد برام تلخیشو گرفت 🥲

شما چخبر :)))))

بزرگ چه سالی 😩🩵💫

ظهر از خواب پاشدم چشام هنو وا نشده

گوشیو برداشتم پیام هد نرس

که چی :)

برنامه با تغییرات

آف منو ازم گرفته دادی حالا به نور چشمیا 🫠😅

کوزتیه دیگه

بگیریم ازش

شوورم نداره

زندگیش سر و‌سامونی نداره برنامه ی خاصی نداره

بذار بیاد شیفت :)

همینطور که غم میون دوتا چشمون قشنگم خونه کرده بود

به سایناز پیام دادم که چیشده و چخبره و این صحبتا

که خب باز نیروی استعلاجی داریم :)

یاد گرفتن مرخصی ها رو از قبل تو برنامه استعلاجی میزنن

مسخره ها :)

خلاصه که دیدم نمیشه اینشکلی که

ریمیکس جدید و محبوبم رو پلی کردم و رفتم واسه آماده شدن که برم باچگاه و این صحبتا :)

که مثلا بیخیالش میگذره :)

الانم تازه رسیدم خونه که دوش بگیرم یه چیز میزی بخورم

آماده شم واسه شیفت شب :)

دختر :)

بزرگسالی عجیب داره تو من نفوذ میکنه و من بر نمیتابم 😩

بابا من هنوز کوچولو ام

ولم کنین 😩

🩵💫🚶🏿‍♀️

دیگه گربه ها دوستت ندارن بازنده 😼🚶🏿‍♀️

انتقامی در کار نیست 🚶🏿‍♀️

به گربه ها راجبت گفتم ...

و اونا دیگه قرار نیست بیان سمتت

وقتی که بهشون پیس پیس پیس میکنی

هه هه 🚶🏿‍♀️

😼🩵💫

عنوانم نمیاد 🚶🏿‍♀️

اینطور که معلومه قضیه برای همکار ما خیلی جدیه :)

اینجوریاس که تا حدودی ادما فهمیدن و هی به من میگن نظرت در مورد فلانی چیه و این صحبتا :)

سر صبی هم سایناز گفت رفته به مامانش گفته :))))

که خاطر فلانیو میخواد و این مسائل :)

چه بدونم

من که بلد نیستم چیکار کنم تو این مواقع

انقدر که آدمای اطرافمو ریجکت کردم 🫠🤣

بیا حالا خوبت شد ؟

بلد نیستی 🥲

چه کنم خا 🚶🏿‍♀️

شبتون بخیر :)

میگمااااا

اگه واقعا دوسم نداره

چرا باهام تو یه کشور زندگی میکنه ؟

هان ؟

تو به من بگو :/

🩵💫

مثل ... 🚶🏿‍♀️💫

سکوتِ بعد از دوباره نا امید شدنت از آدما

سکوتِ لحظه ای که میگی اشکال نداره ولی خیلی اشکال داشت

سکوتِ بعد از خیره شدن طولانی به بارون پشت پنجره

سکوتِ لحظه ای که تصمیم درست غمگینت میکنه

سکوتِ لحظه ای که میفهمی باید رها کنی

سکوتِ بعد از اینکه میفهمی خاطره ها دیگه تکرار نمیشن

سکوتِ لحظه ای که ذوقت کور میشه

سکوتِ یعد از یه گریه ی طولانی

سکوتِ لحظه ای که پشیمون میشی از خوب بودن

سکوت بعد از دلتنگی که باید باهاش کنار بیای

🩵💫🚶🏿‍♀️

اه اه 🚶🏿‍♀️

نمیدونم واسه اینه که دختره هی خواست توت فرنگیو ازم بگیرع

یا اینکه اون یکی یه کوچولو بد باهام صحبت کرد

دارم گریه میکنم من

خاک به سرم

پاشو خودتو جمع کن

افتادم ولو

بیس و چار ساعته نخوابیدم

هنوز صورتمو نشستم

دشوری هم نرفتم

دارم زرتی گریه میکنم

راس میگه خب :)

کوزتی فردا اف بود

ولی خب

یکی از دخترا استعلاجی شده :)

از من خواستن همکاری کنم و صبح برم ش

چقدر حواس پرت شدم :/

متن بالا قرار بوده بیام از ب گ ایی هام حرف بزنم

حالا چیشده ادامه ندادم و یادم رفته خدا میدونه :))))))))

دقیقا برای شبی هست که آف من رو گرفتن :))))

چه بدونم :)

الان سر صبی تو‌ دل شیفت اومدم بگم

که

میگههه

به دل بگیر !

باور کن مردم میدونن دارن چیکار میکنن ! :)

بخدا که 🥲💫🩵

پ.ن متن هایلایت شده همان متن فراموش شده ی مذکور میباشد 🩵

سلام 🥲🩵

خشک و تمیز و مطلوب

بعد از شیفت صبح سگی

با صدای پنکه ی دستی

همراه با بوی پاییز

توی اتاق تاریک

در خود خزیده شبیه یه جنینی آسوده

حالا که تو این حالت قرار دارم میفهمم که چقدررر بدنم درد میکنه

چقددررر فشار رو تحمل کرده و دهنش سرویس شده :)

بم میگن بیا ناهار بخور

ولی من حتی توان اینکه صدامو دربیارم و به گوششون برسونم که نمیتونم و نمیخوام رو هم ندارم

هوووووووووف

امان از شیفت های سگیِ سگی :)

تولدت سایناز جونه مبارکه مبارکه 💫🩵🚶🏿‍♀️

تولد ساینازه

رفتم براش یه خر صورتی خریدم

انقد نرم و خوشگله 😍🥲

اینو خریدم که بگم یعنی این نماد توعه یا مثلا عروسکیه که از رو تو ساختن و این حرفا

امیدوارم علاوه ب اینکه ازش خوشش بیاد

متوجه ی منظور منم بشه

خیلی دوس دارم قیافشو ببینم وقتی هدیه شو میبینه

میگم بفرستم بره در خونشون

بعد میگم دختر لذت این لحظه رو از خودت نگیر :)

خلاصه

پی ام اس یه ور

پریود هزار ور

دهنمون سرویس شد خا

💩 توش

شبتون بخیر 🩵💫

دریا دریا دریا عشق مو دریا 🥲🩵

امروز بعد از مدت هاااااا رفتیم دریا :)

تا رسیدیم بندر مورد نظر

این ترانه پخش شد :)

دوست دارم

هم قد دریا مث یه رویا دوست دارم

امروز و فردا تا ته دنیا دوست دارم

میدونم میری میدونم دیره

باز دوست دارم

دوست دارم

دوست دارم قسم به بارون جای دوتامون دوست دارم

دیوونه انقد منو نترسون دوست دارم

وقتی که دوری دلهره دارم چون دوست دارم

دوست دارم :)

چقدر ورود غمگینی بود برام حقیقتا 🥲😅

ولی خب خودمو جمع و جور کردم

پریدم و جهیدم سمت دریا

چقدر غمناک انگیز تر بودم بابت اینکه نمیتونستم شنا کنم :)))))

فلذا برای اینکه غمی نمونه بی پروا تو ساحل میدوییدم و با پاهام اب بازی میکردم :)

بچه ها این خیلی باحاله آماده بمونید موج بیاد سمتتون یهپ از روش بپرید 😍🩵

و یه چیز دیگه که اونم خوب بود پاشنه ی پاهامو فرو میکردم تو شن های تو اب و یه چرخ کامل میزدم 😍🤣

خلاصه شبیه یه دختر بچه ی کوچولویی شده بودم که دریا و آب براش هیجان انگیزترین در لحظه بود 🥲🩵

خلاصه که خوب بود 🥲🩵

هستی چه بُوَد؟ 🩵🚶🏿‍♀️

هستی چه بود ، قصه ی پر رنج و ملالی
کابوس پر از وحشتی ، آشفته خیالی
ای هستی من و مستی تو ، افسانه ای غم افزا
کو فرصتی که تا لذتی بریم از شب وصالی

فکر فکر فکر

مغزم بیدارترینه

ولمون کن لعنتی دهنمون سرویس شد 😩💔

ز هستی ، نصیبم بود درد بی نهایت
چنان نی ، ندارم سر شکوه و شکایت
چرايی غمین ، اقامت گزین به درگاه می فروشان
گريز از محن ، چو من ساغری بزن ، ساغری بنوشان

🫠🩵💔🚶🏿‍♀️

کوزتی :) ورزشکار 🩵🚴🏿‍♀️

صبو که آنکال شدم خوشحال ترین بودم :)

بعد از جمع کردن بخش گند ظهر و با هشتا بیمار استیبل تحویل شبکار دادن

دیگه توانی نداشتم برای صبح رفتن :)

اینجوری بودم که تا رسیدم یه چی خوردم و پریدم توی تخت و چشامو وا کردم دیدم ساعت شده یک :)

زیبا نیست ؟

این وسط مادر میگفت ما مونده بودیم تو کجا رفتی :/

و آخرین نقطه ای که گشتن اتاقم بوده :/

تقصیر خودشونه

و متوجه شدن که بله کوزتی بیهوش شده خوابیده :)

و برای هزارمین بار میگم متنفرم از مسئول شیفت شدن :))))))

خلاصه که صبی تا بهم خبر دادن نیا جهیدم زیر پتو سرویسو کنسل کردم و بعد خواب و خواب و خواب :)))))

عصری رفتم باشگاه

مربیم میگه کوزتی متوجه تغییراتت شدی ؟

🥲

منم که چه بدونم 🥲

خوشحال شدم و خب

بهش گفتم خیلیی سخته 🥺😩

گفت درستشم همینه :)

اگه سخت نبود که همه مث تو این کارو میکردن :)

خلاصه که تشویقم کرد و این صحبتا :)

هوووف 🚶🏿‍♀️

شما چخبرا 🚶🏿‍♀️

آخر هفتتون چطوریاس 🚶🏿‍♀️

🩵💫

صبحکاری که هنوز بیداره 💔🩵

خداییش خودم دوست نداشتم اینو اینجا بیارما

ولی خاب

میگه

رفیق یک ۲۶ بگو و بگذر از کسانی که دلت را شکستند 🥲🩵💫

از چراغ خواب شروع میشه 🚶🏿‍♀️🩵

دارم به بار روانی کلمه ی بی عرضه که از سر شوخی یا حرف راستو با شوخی کردن گفتن فکر میکنم 🚶🏿‍♀️

تو همین موقعیت تو اینستا سرچ میکنم چراغ خواب

و برای پستایی که قیمت نذاشتن

اون کلمه ی به خصوص رو که بعدش دایرکت میدن رو کامنت میکنم

بدون اینکه چیزی انتخاب کنم بیخیالش میشم و به این فکر میکنم که دختر :))

برو بندر شاید چیز میزای خوبی دیدی

تو کل این پروسه اشک ریزانم

هورمونی یا هر چی :)

دو سه تا پست رو لایک و ری پست میکنم

به این ترانه میرسم

برمیگردم کمی بمان

برمیگردم

حتی زخمی و نیمه جان برمیگردم

حتی اگر فرشته ات اهریمن شد

از دستش سرنوشتمان پوسیدن شد

اشکه گرمتر و قوی تر میشه :)

میام اینجا که همه رو بنویسم

و بگم شیفت عصر چقدر بد بود 🚶🏿‍♀️

خانم جان

لاواژ کردن همانا و خون فرش همانا

به بگ وصل کردم

در لحظه پونصد سی سی خون برگشت

متوجه میشد داره یه اتفاقایی میفته

چقدر بیقرار شد لحظه های آخر 🚶🏿‍♀️

۸۹سالشه

و حس میکنم این یه سال آخر

خونوادش از توجه زیاد دارن زجر کشش میکنن 😔

خیلی غم انگیزه 🚶🏿‍♀️

هوووف

دیگه برم

شاید خوابیدم

شب بخیر 🩵💫

ورزشکارتون

و من به زیبایی هر چه تمام تر خودمو جمع و جور کردم و بلند کردم و رفتم باشگاه :)

و زیبا تر از اون با سیس ورزشکاری پرو شیر برداشتم بخورم :)

خوشمزه بود :)

دیگه تموم زندگانی بدون پروتیین تعطیل :)))))))

فقط و فقط پرو بزنیم

باچگا بریم

به احدی فک نکنیم :/

خداییش اون دوساعت ترجیح آدم چیزای دیگه ای میشه :)

من میخوام تو باشگا زندگانی کنم اصلا :/

ولی ولی

الان باید دوش بگیرم

و به راننده خبر بدم که عصر کارم :)

و زندگانی باچگاهی عملا تعطیله :)

دیروز از دانشکده اومدن سر زدن

قبلنا به همه گل میدادن این سری یه دسته گل چسکی و شیرینی آشغال اومدن عکس گرفتن و رفتن :)

بچه هامون بهشون محل ندادن :)

باهاشون عکس نگرفتن :)

معوقات ما داره یکساله میشه :)

آخرین پرداختی برای دی ماه ۱۴۰۳ بوده :)

من در دسترسشون بودم

پتاسیم بیمارم ۲.۵۷ بود

نگاشونم نکردم

براش انفوزیون پتاسیم گذاشتم

خوب شد اول شیفت رگ خوبی ازش پیدا کردماااا

چیکار میخواستم بکنم با رگای نیم بندی که شبکار بم‌ تحویل داده بود 🥲

خدااا

چرا رسیدم اینجا :)

دلم میخواد بخوابم :)

هعی :)

من برم

شب بخیر

توی دل هیچ میدونی غم داره آواز میخونه 🚶🏿‍♀️

اومدم شب ها رو باور نکنم غصه نذاشت 🚶🏿‍♀️

اومدم غصه رو باور نکنم شب نمیذاشت 🚶🏿‍♀️

حالا باور بکنم

یا که باور نکنم

دردی درمون نمیشه

کاری آسون نمیشه

کوه غصه روی قلبم

دیگه ویرون نمیشه :)

تا قبل اینکه چیزی بدونم همکار خوب من بود

اما الان شده برووووو دست از سرم بردااااااار 😭

و منی که دارم متوجه میشم که چقدررررررر آسیب دیدم :)))))))

کاش بتونم خودمو جم کنم ببرم باشگاه 🚶🏿‍♀️

روزتون مبارک کوزتیای نجات دهنده ی ایران خانوم 🥲🩵💫

میگه پَ روزت مبارک

پرستارِ نجات دهنده ی قیشنگُوم 🥲🩵💫

🥲🩵💫

run like a nurse

run like a nurse

run like a nurse

run like a nurse

run like a nurse

run like a nurse

run like a nurse

run like a nurse

run like a nurse

run like a nurse

run like a nurse

run like a nurse

run like a nurse

run like a nurse

run like a nurse

run like a nurse

run like a nurse

run like a nurse

درست در نیومد که 🚶🏿‍♀️🩵

اومدیم بگیم تقدیم به تمام خستگان جهان‌ :

پاییزِ تو سر میرسد

قدری زمستانی و بعد

گل میدهی

نو میشوی :)

تا اینجاش خوبه ولی بعدش میگه :))))))

من در بهارت نیستم

من در بهارت نیستم

نیستممم :)

خستگان جهان :)

به خستگیمون ادامه بدیم فعلنا :)

شما چخبرا 🥲💫

آره و اینا :)

بزرگسالی چیز های زیادی از ما گرفت عزیزِ من !

اما بهترین درس را به ما آموخت

که از رفتنِ هیچکس نخواهیم مرد

و از آمدن هیچکس زنده نخواهیم شد :))))))

اولین شب آبان 🩵💫

کوزت خیره سر 🚶🏿‍♀️

امان

از دست تو دختر خیره سر 😩

کاش الان دوازده و نیم بود و من وقت داشتم بخوابم

چرا نخوابیدم😭

پنج و نیمه‌

آلارم روزانم پنج و پنجاه😭

صبحکار معیوب 😩

خدایا 🥲

نذار دهنم سرویس شه

قضات 😩

چه کنم من🚶🏿‍♀️

چقد خوابم میاد 🥲💔

دعا کنید به کوزتی سخت نگذره🥲

شیفت آبانو پر انرژی شروع میکنیمممممم :))))))))))))))))))

ووووی 😩💔