سلام 🥲🩵
خشک و تمیز و مطلوب
بعد از شیفت صبح سگی
با صدای پنکه ی دستی
همراه با بوی پاییز
توی اتاق تاریک
در خود خزیده شبیه یه جنینی آسوده
حالا که تو این حالت قرار دارم میفهمم که چقدررر بدنم درد میکنه
چقددررر فشار رو تحمل کرده و دهنش سرویس شده :)
بم میگن بیا ناهار بخور
ولی من حتی توان اینکه صدامو دربیارم و به گوششون برسونم که نمیتونم و نمیخوام رو هم ندارم
هوووووووووف
امان از شیفت های سگیِ سگی :)
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم آبان ۱۴۰۴ ساعت 14:55 توسط من
|
قمارِ آخرِ تو ام نشسته ای مرا ببازی ...