شیفت بدی بود برام‌حقیقتا 🥲

باید هوای کوزتی بخشمون که پریود شده بود رو میداشتم

به همین خاطر پیرمرد آژیته ی سرشار از درد برای خودم شد

طفلک 🥲

با جراحی تومور مثانه اومده بود

فولی سه راه وصل و شست و شوی مداوم و چش من به سرم و حرکتش که یه وقتی متوقف نشه خون لخته شه احتباس بگیره و حالا بیا درستش کن و این صحبتا 😒

از اونطرفم درد داشت و پتدین براش عین شوخی بود و من واقعا براش ناراحت بودم

اینکه هی دست به خودش میزد و من باید حواسم میبود که سوندشو جدا نکنه یه جراحی اورژانسی بیفتیم و دکتر دهن همه مونو سرویس کنه 🥲

دلم‌برای پیرمرد له شد 🥲

وقتی که داشت درد میکشید و من دلم میلرزید 🚶🏿‍♀️

شیفتو که تحویل دادیم

من بودم و کوزتی و یکی دیگه از بچه ها

داغوووون داغوووون

تو آسانسور له هر کی یه طرف تکیه داده بود و یه لحظه نگاهامون به هم خورد و یکی پروند بریم صبحونه 🥲

انگاری همه منتظر بودیم یکی این پیشنهادو بده که حداقل با این روحیه داغون و خسته نریم خونه

خلاصه که صبحونه زدیم و گفتیم و خندیدیم و بعدم که خونه و تلاش برای خوابیدن :)

انقد اثرات شیفت در من بود که با استرس ناشی از اتفاقایی که تو خواب برام افتاده بود (شیفت بیمارستانی داشتم تو خواب :) )

با سر درد از خواب پریدم

و اینجوریا بود که بقیه گفتن بیا بریم دریا :))))))))

من که باور نداشتم چون تایم داشت میگذشت و میخوردیم به تاریکی و غروب دریا رو نمیتونستیم ببینیم

من اینجوری بودم که بابا الکی میگن :)

اینا نمیرن :)

ولی نه انگار برنامشون جدی بود

منم که خسته و کوفته با سردرد چ چشایی غرق خواب

ولی مگه میتونستم نرم :)

شومیز نرم و نازک گل گلیمو( بابونه زرد با زمینه ی مشکی 😍) پوشیدم مو هامو با کلیپس زدم بالا

(آجیم تو این مواقع میگه شنیون کردی ؟؟؟ ) و پریدم تو ماشین د برو :)

یک ساعت تمام نشستم با موجا و شنای دریا بازی میکردم

بی پروا

این وسطا با دخترک کلاس چهارمی با اسم قشنگ ستاره آشنا شدم :)

براش با ادا صحبت‌ میکردم. اینجوری بود که چه صدات خوشگله وقتی ادا در میاری 😍😅

و یه پسرکی رو نجات دادم

رفته بود رو تابای بزرگ ساحل

نمیتونست پیاده شه

خلاصه که ناجی بودم براش 😍

ده یازده سالش بود تقریبا

ولی ارتفاع تاب زیاد بود

درمونده

گفتم کمک کنم بهت ؟

مدل التماسی گفت آره آره🥺

و چقد خوشحال بودم که من اونجا بودم

تا لحظه ای پاشو گذاشت تو آب کنارش بودم

و رو به پسرکی که باهاش بود گفت آخیییش دیدی اومدم پایین

و ازم تشکر کرد 🥲

خلاصه که

شیفت شب گندو یادم نمیره

ولی خاطره هایی که ساخته شد برام تلخیشو گرفت 🥲

شما چخبر :)))))