از چراغ خواب شروع میشه 🚶🏿♀️🩵
دارم به بار روانی کلمه ی بی عرضه که از سر شوخی یا حرف راستو با شوخی کردن گفتن فکر میکنم 🚶🏿♀️
تو همین موقعیت تو اینستا سرچ میکنم چراغ خواب
و برای پستایی که قیمت نذاشتن
اون کلمه ی به خصوص رو که بعدش دایرکت میدن رو کامنت میکنم
بدون اینکه چیزی انتخاب کنم بیخیالش میشم و به این فکر میکنم که دختر :))
برو بندر شاید چیز میزای خوبی دیدی
تو کل این پروسه اشک ریزانم
هورمونی یا هر چی :)
دو سه تا پست رو لایک و ری پست میکنم
به این ترانه میرسم
برمیگردم کمی بمان
برمیگردم
حتی زخمی و نیمه جان برمیگردم
حتی اگر فرشته ات اهریمن شد
از دستش سرنوشتمان پوسیدن شد
اشکه گرمتر و قوی تر میشه :)
میام اینجا که همه رو بنویسم
و بگم شیفت عصر چقدر بد بود 🚶🏿♀️
خانم جان
لاواژ کردن همانا و خون فرش همانا
به بگ وصل کردم
در لحظه پونصد سی سی خون برگشت
متوجه میشد داره یه اتفاقایی میفته
چقدر بیقرار شد لحظه های آخر 🚶🏿♀️
۸۹سالشه
و حس میکنم این یه سال آخر
خونوادش از توجه زیاد دارن زجر کشش میکنن 😔
خیلی غم انگیزه 🚶🏿♀️
هوووف
دیگه برم
شاید خوابیدم
شب بخیر 🩵💫
قمارِ آخرِ تو ام نشسته ای مرا ببازی ...