ظهر از خواب پاشدم چشام هنو وا نشده

گوشیو برداشتم پیام هد نرس

که چی :)

برنامه با تغییرات

آف منو ازم گرفته دادی حالا به نور چشمیا 🫠😅

کوزتیه دیگه

بگیریم ازش

شوورم نداره

زندگیش سر و‌سامونی نداره برنامه ی خاصی نداره

بذار بیاد شیفت :)

همینطور که غم میون دوتا چشمون قشنگم خونه کرده بود

به سایناز پیام دادم که چیشده و چخبره و این صحبتا

که خب باز نیروی استعلاجی داریم :)

یاد گرفتن مرخصی ها رو از قبل تو برنامه استعلاجی میزنن

مسخره ها :)

خلاصه که دیدم نمیشه اینشکلی که

ریمیکس جدید و محبوبم رو پلی کردم و رفتم واسه آماده شدن که برم باچگاه و این صحبتا :)

که مثلا بیخیالش میگذره :)

الانم تازه رسیدم خونه که دوش بگیرم یه چیز میزی بخورم

آماده شم واسه شیفت شب :)

دختر :)

بزرگسالی عجیب داره تو من نفوذ میکنه و من بر نمیتابم 😩

بابا من هنوز کوچولو ام

ولم کنین 😩

🩵💫🚶🏿‍♀️