عنوانم نمیاد 🚶🏿♀️
اینطور که معلومه قضیه برای همکار ما خیلی جدیه :)
اینجوریاس که تا حدودی ادما فهمیدن و هی به من میگن نظرت در مورد فلانی چیه و این صحبتا :)
سر صبی هم سایناز گفت رفته به مامانش گفته :))))
که خاطر فلانیو میخواد و این مسائل :)
چه بدونم
من که بلد نیستم چیکار کنم تو این مواقع
انقدر که آدمای اطرافمو ریجکت کردم 🫠🤣
بیا حالا خوبت شد ؟
بلد نیستی 🥲
چه کنم خا 🚶🏿♀️
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم آبان ۱۴۰۴ ساعت 23:6 توسط من
|
قمارِ آخرِ تو ام نشسته ای مرا ببازی ...