اشک رازیست :/
نمیدونم چرا اشکی ام و میخوام چیز میزای مثبت رو اینشکلی اعلام کنم
بابا کوفت
خنگول 🚶🏿♀️
آره چند روزیه دارم میرم باشگاه
شدم دخترک تپلی و با نمک باشگاه
روز اولی کنار یه دخترکی نشسته بودم هی نگام میکرد
تهش اسممو پرسید
و گفت چن سالته
منم که گرفتم بهه مسخره بازی که
چقددددد میخورههههه
اینجوریا بود که ۱۸ اینا :)
منو میگی ؟
رو ابرا بودم :)
داشتم کیف میکردم :)
سنمو گفتم با دوستاش برگاشون ریخته بود :)
خودشون بیست ساله بودن :)
حالا این هیچ از شدت بیخوابی دارم میمیرم
بعد نشستم به گریه و چرت و پرت گفتن 🥲
زیبا نیست ؟ 🥲
دمصبحتون بخیر 🥲🩵💫
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم مهر ۱۴۰۴ ساعت 4:23 توسط من
|
قمارِ آخرِ تو ام نشسته ای مرا ببازی ...