از من برای سایناز 🥲🩵
خواستم بخوابم
ولی گفتم دختر امروز چیکارا کردی 🚶🏿♀️
فقط شیفت بودم 🚶🏿♀️
آره سخته
ولی زندگانی چی ؟
هیچ
قرار شد بنویسم
فیلم دیدم
بعد نوشتم
خواستم بخوابم
ولی همش به سایناز فکر کردم
به حضور یهوییش تو زندگیم
به اینکه چقد وجود یه سایناز تو زندگیم کمبود
به اینکه فهمیدم چقد به آدمی عینهو سایناز نیاز داشتم
که داره ذره ذره تلاش میکنه منو از نقطه ی امنی که برای خودم ساختم بکشه بیرون
نجاتم بده
کمکم کنه :)
خداوندگارا :)🩵
حالا در حالیکه دارم از بیخوابی جر میخورم
میگم بروووووو بنوییییییس .
که سایناز برون گرا داره توعه درونگرا رو جذب میکنه و چه بدونم
میکشونه سمت خودش
عینهو قطبای مخالف آهنربا
خلاصه که سایناز
بمونی برام 🩵
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم مهر ۱۴۰۴ ساعت 4:53 توسط من
|
قمارِ آخرِ تو ام نشسته ای مرا ببازی ...