زنگ زده میگه بیا در مورد میزت نظر بده بسازیم بره دیگه 🚶🏿♀️
دیروز کوزتی آماده شده بره باچگا
که باچگاه بدون تپلکشون نباشه دلشون براش تنگ نشه
ساکورزشی یه ور بطری آب یه ور
حالا یه بنده خدایی برگشته میگه :)
میخوای بری گردش علمی ؟🥲🫠
خو بنده ی خدا من چی بگم الان
پیر شدم ولی کسی باورم نکرد 🚶🏿♀️
حالا من دوشنبه از عامل استرس زا عبور کردم
دو روز آروم بودم فردا باز دوشنبس 🥲
عامل استرس زا داره میاد تو ما 🥲
چه بدونم خا
خسته شدم دیگه
این چه زندگانیه😒🚶🏿♀️
چرا من گربه نشدم
یا کوالا
یا چه بدونم
اصلا پشه 🚶🏿♀️
این دغدغه ها استرس ها روابط و مسائل انسانی داره بیش از حد از من انرژی میگیره 😕🚶🏿♀️
دلم میخواد همش بخوابم
و کسی کاری به کارم نداشته باشه
😒💔🚶🏿♀️
راستی چقد گشنمه 🚶🏿♀️
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم آذر ۱۴۰۴ ساعت 11:20 توسط من
|
قمارِ آخرِ تو ام نشسته ای مرا ببازی ...