ای بابا🚶🏿♀️
داشتم تو اینستاگرام رو چک میکردم
از این پیج به اون پیج
استوری پست همه و همه 🚶🏿♀️
این روزا سطح استرس و اضطرابم به خدا رسیده :)
همزمان باید سرکار برم
و طوری با بیمارم رفتار کنم انگار که هیچی م
نیست و خیلی خوبم
ولی داغان تر از این حرفام
آخ از فشار
آخ 🚶🏿♀️
باید برم پیاده روی
یاد به کله ی داغم بخوره
مدام اشک ریزانم
ولی امیدوار
اووووف
دق کردم
🚶🏿♀️
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم دی ۱۴۰۴ ساعت 22:29 توسط من
|
قمارِ آخرِ تو ام نشسته ای مرا ببازی ...