قفلی🔒
بی تو بر روی لبانم ...
بوسه پژمرده گشته ...
بی تو از این زندگانی ...
قلبم آزرده گشته ...
بی تو ای دنیای شادی ...
دلم دریای درد است ...
چون کبوتر های غمگین ...
نگاهم مات و سرد است ...
ای دلت دریاچه ی نور ...
گر دلم را شکستی ...
خاطراتم را به یاد آر ...
هر جا بی من نشستی ...
بسی زیبا 🙃🩵
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم خرداد ۱۴۰۵ ساعت 13:34 توسط من
|
قمارِ آخرِ تو ام نشسته ای مرا ببازی ...