پنج پنج چارصد وپنج 5/5/5
چه کردیم تا اینجاش ؟
بعد بیخوابی های فت و فراوون رفتیم کلاس آموزش مداوم :)
بعدم دنبال نامه های سایناز
بعدم که شیفت عصر
و سر کله زدن با مریض تصادفیه سر ریز شده از آی سی یو جراحی
که داره میره سمت دیلیریوم و آژیته بازی و من خسته شدم و این صحبتا
چه بدونم
دلم له شد ا دست این مرد :))))))))))
حالام چی
نشسته رو آخرین صندلی سرویس
در حالیکه دارم ا شدت بیخوابی به فنا میرم
و گوشیمو هم چندین بار انداختم کف ماشین :)
زیبا نیست ؟
بقیشم امیدوارم بتونم ناهارمو بخورم و بخوابم :)
از شما چخبر قناریا 🥲🩵
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم مرداد ۱۴۰۵ ساعت 21:13 توسط من
|
قمارِ آخرِ تو ام نشسته ای مرا ببازی ...