از خواب پریدم

خواب بی کیفیت که چه عرض کنم ...

داغوووووون :)

چشام نیمه باز

گوشیو ورداشتم و سرچ که مکانیسم ماشه :/ چیه

چیزی دست گیرم نشد ولی حتم دارم بگایی جدیده :)

مرخصی هام تموم شد و فردا اولین شیفتمه و شبه و منم که :)

چه بدونم

چجوری بگم چجور شخصیتی ام که درکم کنید

که چقد سخته فردا رفتن سر کار برام

و چقد دیگه خسته شدم از مرخصی

هر سری میگم دیگه مرخصی نمیگیرم

ولی باز گاو میشم میگیرم و تو بی کیفیت تربن حالت ممکن میگذرونمش 🚶🏿‍♀️

خلاصه که 🚶🏿‍♀️

دیروز داشتم با دختر داییم صحبت میکردم

از مدرسه برام گفت و از خریداش و ذوقش و استرسش :)

کمی حرفای خوب خوب زدم که مثلا آرومش کنم

ولی دیشب رسیدم خونه دیدم سه تا دفتر دستمه و یه بسته هایلایتر و یه بسته خودکار رنگی :)))))))

زیبا نیست ؟؟

حالا باید بنویسم

زیاد بنویسم

آخ که چقد فشار رومه

امروز یهو تو آینه موهام توجهمو جلب کرد

همیطور دسته های کوچولوی موهامو میزدم کنار و دیدم که چقد سفیدی موهام بیشتر شده :)

یاد یکی از همکارام افتادم

میگف وقتی سفیدی موهامو میبینم به شوهرم میگم ببین پیرم کردی :)

همش تقصیر توعه

حالا من :) گردن کی بندازم اینارو خو :)

صد در صد خود خرم 🥲

پووووف

خستم ادامه بدم

برم برم 🚶🏿‍♀️