تو یه گپیم

سه نفریم

من همیشه چیزای بی ربط میگم

چیزای خنده دار

یا چه بدونم مثلا پرس و جو برای خرید

یا قرار ملاقات

بعد اون دو تا

یکیشون که ازدواج کرده الان درگیر کارای خونه و خرید جهیزیس واسه خودش

اونیکی هم تازه نامزد کرده و سالیان ساله که جهازش آمادس و اینا

کارشو داره و مشغوله

دورهمی ها و گشت و گذار و خوش گذرونی های خودشونو هم دارن

با دوستای دیگشون

جدا از این اکیپ

سر کار میرن باشگاهشون به راهه خریداشون و همه چی اوکی

بعد میان میگن فلانی رو میبنی فلان کردع

سفرای آنچنانی میره

ماشیناشو هی عوض میکنه بهترشو میخره

حالا من درست نمیشناسم طرفو بنده ی خدا راهنمایی همکلاس من بوده و بعد از اون باهاش هیچ رابطه ای نداشتم

ولی اینا میان میگن از راه درستی اینارو به دست نیوورده

آقا ساده بگم تن‌فروشی کرده

خلاصه میان مینالن و غصه ی زندگی این بشرو میخورن

بهشون میگم بنده های خدا

شما ا کجا میدونین الان این آدم‌واقعا شاده خوشه چه بدونم از این دست

میگن نه

صد البته که شاده

خوشه

پس فردا هم یه شوهر خوب میکنه میره سر خونه زندگیش

و از این حرفای خاله زنکی

میگم بابا بس کنید شکر کنید راضی باشید

میگن اوکی الان تو شادی فلانی بهمانی ؟

بعدم میگه نه جهان به فلان و بهمان توعه 😅

میگم چیکار من دارین خو‌😅

من راضیم

انقد سمی ان و رفتارای سمی از خودشون نشون میدن که دلم میخواد اول دس بکنم چشاشونو در بیارم بعدم سرشونو بکوبم به دیوار

آخه آدم انقد بد

انقدر ناسپاس

نمیدونم چطوری باید دکشون کنم

حس میکنم دارن زیادی بهم انرژی منفی میدن

من خودم سرشارم 😅

میدونم قشنگ بیانش نکردم

ولی انقد فشار روم بود خواستم فقط بگم 🥲

یعنی چی خو 🥲

بچسبید به زندگیا خودتون

به‌روز رسانی 12:54

گپ به ارشیو سپرده شد 🤭