لب های من هر شب به میخانه ها 🚶🏿♀️
یهو مغزم اینطوری بود که
مزار شادی نامجو
مزار شادی نامجو
مزار شادی نامجو
فوری دانلودش کردم
و شروع کردم به گوش دادن :))))))))
و خاطراتتتتت :))))
کلاس ادبیات
ترم شیش :)
دیگه شده بودیم های ترم
واسه استادا فاز میگرفتیم :)
حالا این ترانه
منو رزوان
با گوشی من پلی کرده بودیم قبل کلاس
کلاسای بیمارستان بود
نه دانشکده
حالا چی
هوای ابری و بارونی بود
جایی که روح و روان من پر میکشه سمت آسمون و
ورژن خفنی از من رو میکنه :)
شاد بودیم ترانه پلی کرده بودیم با استیکرای اسنپ چت
همراه موزیک میخوندیم
رزوان همش خراب میکرد
اونجا که میگه
ای جهان به کار من جز فسون چه کردی
به جای فسون میگفت خسون و هر هر خنده ی ما کل فضا رو گرفته بود
و میگفت یعنی چیییی
تو چرا انقد زود و خوب حفظش کردی 🥲
بعد کلاسم راهمون جدا شد
و تو اون هوای بارونی من زدم بیرون و رفتم سمت بازار و پیاده روی و این حرفا :)))))))))))
دلم خواست 😩🙃
دانشگاهو
کلاسامونو
خوابگاهو
زندگانی اون موقع رو
هوووف 🚶🏿♀️
🩵💫
قمارِ آخرِ تو ام نشسته ای مرا ببازی ...