وای شیفت امروز

چقد بدر بود

این هیچ که تا ساعت ده شب بیمارستان موندم و دهنم سرویس شد

تا همین الان پیگیر ادمیت جدید بودم

که چیشد چیکار کردن

چقدر از وضعیتی که توش گیر کردم ناراحتم

دلم میخواد سرمو بکوبم به دیوار

واقعا خستم روحی‌ جسمی همه چی همه چی

دلم‌ میخواست دهن همه رو سرویس کنم

یکی از بچه ها تماس گرفت کلی خندیدما

ولی ته دلم غصه دارم

واسه چندرغاز

این همه فشار و سختی

از بیمار

همراه بیمار

هم کار خودت

سوپر دکترا همه و همه

😔

انقد زحمت بکش جر بخور تهش تفم نمیدازن روت

عمیقا ناراحتم

و غم میون دوتا چشمون قشنگم خونه کرده

منتظر یه پخی ام که بزنم زیر گریه

حالا که گفتم منتظرم پخم اشک از گوشه چشمان چپم سرازیر شد :)

زیبا نیست ؟:)

کاش میشد برم بیرون

امروزو اصلا زندگی نکردم

خواب بودم

بعدشم سر کار

و بعدشم غصه ی بعدش و پیگیری های بعدش 🚶🏿‍♀️

تف به همه چی 🚶🏿‍♀️